خرید بک لینک

مداد کنته را کشیدم روی کاغذ

هی کشیدم

کشیدم

کشیدم

چشمانش در نمیآمد و عجیب بود چراکه چشمانش صدرنشین رویاپردازیهای من است.

کاغذ را کناری گذاشتم و صورتم را از پنجره بیرون بردم به بهانه باران؛ کسی در کوچه نبود.

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 20:38

صفحه بندی